تبليغاتX
زندگی جاری








زندگی جاری

تدبری در قران

سلام

یه مطلبی رو شاید هممون صدها بار شنیدیم از دوستان و تلویزیون و پدر و مادر و معلم و .... خلاصه همه میدونین اون چیه؟

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ

و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند كه به كارهاى پسنديده وا مى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند.( توبه ۷۱)

این رو هممون میدونیم و چقدر عمل میکنیم رو کاری ندارم میخوام نظرتون رو به چهار تا ایه عقب تر جلب کنم و یه راهی برای شناسایی دور و بری هامون از قران نتیجه بگیرم.

الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ

مردان و زنان دو چهره [همانند] يكديگرند به كار ناپسند وامى‏دارند و از كار پسنديده باز مى‏دارند.(توبه ۶۷)

یکم رو دوتا ایه فکر کنیم میتونیم دوستها و دورو بریهامون و بشناسیم و اونایی که ما رو از "معروف" دور میکنن و به "منکر" هدایت٬......

در مواجهه با اونا باید تصمیم بگیریم که میخواهیم مومن باشیم یا منافق؟!

یا حق


+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ساعت 10:13 توسط من و امیر

زیارت حضرت محمد(ص) از راه دور و امام حسن مجتبی علیهم السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خَلِيلَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ‏  ...........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390 ساعت 12:9 توسط من و امیر

تفكري در قران

ش 7- سوره: 16 , آیه: 15

و در زمين كوههايى استوار افكند تا شما را نجنباند و رودها و راهها [قرار داد] تا شما راه خود را پيدا كنيد

 

 10- سوره: 31 , آیه: 10

آسمانها را بى‏هيچ ستونى كه آن را ببينيد خلق كرد و در زمين كوههاى استوار بيفكند تا [مبادا زمين] شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبنده‏اى پراكنده گردانيد و از آسمان آبى فرو فرستاديم و از هر نوع [گياه] نيكو در آن رويانيديم

 

14- سوره: 41 , آیه: 10

و در [زمين] از فراز آن [لنگرآسا] كوهها نهاد و در آن خير فراوان پديد آورد و مواد خوراكى آن را در چهار روز اندازه‏گيرى كرد [كه] براى خواهندگان‏درست [و متناسب با نيازهايشان] است

 

سلام

ديروز وقتي از قران با دوستان صحبت ميكردم كه حافظه ام ياري نكرد برا يه مطلبي به متن قران رجوع كردم. كه به ايه (سوره ق ايه ۷) رسيدم راجع به كوهها اشاره شده بود طوري كه كوهها رو بالانسر زمين دونسته بود يكم ديگه نگاه كردم ايات بالا رو هم تاييد مطلب پيدا كردم راستش يجورايي لذت بردم از اينكه عالِم عالَم اينطور  برا لرزش و بالانس زمين هم فكر كرده ايا ما شاكر اين خالق كه به همه چيز ما فكر كرده هستيم؟...... مسلما نه... ازدست و زبان كه برايد     كز عهده شكرش به در ايد


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ساعت 15:38 توسط من و امیر

تازيانه سلوك از کتاب رساله لقاء الله نوشته: عارف كامل ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى (رحمه الله عليه

تازيانه سلوك

اينك، اى نفس من! پس از اين همه مراتب، اگر تو عبادت جن و انس را نيز در مقابل اين همه لطف‏هاى بزرگ الهى به جاى آورى باز هم كار تو به افتضاح و رسوايى خواهد كشيد، چه برسد به اينكه از اين مراتب عالى و عبادت عارى باشى و شب‏ها چو مردارى به سر برى و روزها را با بيهودگى و بيكارى به شب آورى!؟ بلكه اى كاش كه از رختخواب خود برنمى‏خاستى و از خواب راحت چشم نمى‏گشادى تا شايد از شرمندگى و خجالت به خواب بودن و عدم قيام بيشتر بهره مى‏بردى تا با چنين حال و احوالى و قلب وارونه‏اى به پا خاستى بلكه اگر حقيقت بيدارى شبت بلكه شريف‏ترين حالات بيداريت را كه همان نمازگزاردن است، خوب بررسى‏ نمايى و به حقيقت عمل خود پى ببرى، هر آينه از نمازت بيشتر از گناهانت استغفار مى‏كنى!؟ و از حضرت حق - جل جلاله - بيشتر حيا مى‏كنى!؟
و ان شئت تصديق ذلك فاستمع لما أتلو عليك من أيسر تقصيرك فى حق أدب الحضور بين يدى هذا السلطان العظيم الرحمن الرحيم و هو غفلتك عن حضوره فى صلوتك و اشتغالك بقلبك الى غيره فانك اذا تأملت فى ذلك و ما تتأدب به فى حضور شخص جليل من حاكم بلدك و شريف من شرفاء قومك و قايسته بأدبك فى صلوتك فى حضور ملك الملوك تعالى تعرف كثره تقصيرك و تهوينك لعظمه هذا السلطان العظيم جل سلطانه لأنك لا ترضى من نفسك أن تحضر بمحضر حاكم بلدك و تستدبره و هو مواجهك و تتواضع لغيره و هو يخاطبك؛ بل و تسجد لعدوه فى حضوره و هو يناجيك بل و لا ترضى بذلك التهوين مع قرينك بل و لا أحد من خدامك
و اگر مى‏خواهى به تصديق اين ادعا آگاه شوى پس لازم است خوب گوش كنى تا يكى از پيش پا افتاده‏ترين تقصيرات تو را درباره ادب حضور در پيشگاه اين سلطان بزرگ و رحمان و رحيم را برايت بازگو نمايم و آن همان غفلت تو از محضرش هنگام نماز است كه قلب تو به غير خدا متوجه و مشغول مى‏شود؛ پس اگر در همين يك تقصير تأمل نمايى و آداب حضور خود در محضر شخص بزرگوارى از شهر خود و يكى از بزرگان خويشان خود را تصور نمايى و آن را با ادب خود هنگام نماز خواندن در حضور ملك الملوك متعال مقايسه نمايى، به بسيارى كوتاهى و توهين خود نسبت به اين سلطان بزرگ - جل جلاله - پى خواهى برد؛ براى اينكه همانا تو هيچ وقت‏ راضى و حاضر نيستى در حضور فرماندار شهر خود هنگامى كه با تو روبه‏رو ايستاده، پشت به او كنى يا وقتى كه با تو به سخن گفتن پرداخته تو متوجه ديگرى شوى و به او تواضع نمايى بلكه از اين بالاتر، در حالى او تو را به سوى خويش مى‏خواند، در حضورش به دشمن او سجده كنى!؟ بلكه مى‏توان گفت تو راضى به چنين توهينى نسبت به دوستان هم سطح خود حتى نسبت به يكى از خدمتگزاران خويش نيز نمى‏شوى.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ساعت 18:29 توسط من و امیر

تصميم و آغاز بازگشت از کتاب رساله لقاء الله نوشته: عارف كامل ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى (رحمه ا

تصميم و آغاز بازگشت

بارى؛ بعد از اينكه مقصود معين شد، آن وقت دامن همت به كمر بزند و بگويد:
‏‏ دست از طلب ندارم تا كام من برآيد   يا جان رسد به جانان يا جان ز تن درآيد!

‏ توبه صحيحى از گذشته‏ها بكند و توبه را مراتبى هست به حسب مراتب تائبين، در مصباح الشريعه مى‏فرمايد:
التوبه حبل الله و مدد عنايته و لابد للعبد من مداومه التوبه على كل‏ حال و كل فرقه من العباد له توبه؛ فتوبه الأنبياء من اضطراب السر و توبه الأولياء من تلوث(45) الخطرات و توبه الأصياء من التنفيس(46) و توبه الخاص من الاشتعال بغير الله و توبه العام من الذنوب.

توبه و رجوع از گناه و نافرمانى حق، بندى است كه به وسيله آن، مجرمان و گناهكاران نزديك مى‏شوند به رحمت الهى و مشمول لطف و عنايت ربانى مى‏گردند و لابد و ناچار است آدمى را از مواظبت و مداومت توبه در جميع حالات؛ چرا كه از جمله مقدمات عفو و غفران الهى آن است كه بنده در هيچ حالى از حالات، خود را از تقصير، برى ندانسته همواره از هجوم جنود معاصى، خود را به حصن حصين انابت و مأمن استغفار كشد و آتش خشم و سخط الهى را به قطرات اشك ندامت و اعتذار فرو نشاند... هر صنف از اصناف انسان را توبه‏اى است مخصوص به او كه صنف ديگر را آن نحو از توبه مناسب نيست. اما توبه پيغمبران و امامان (عليهم السلام) از اضطراب نفس كه چون ايشان نهايت تقرب به جناب احديت دارند اگر به سبب ارتكاب مباحات و لوازم بشريت ايشان را غفلتى و اضطرابى در نفس به هم رسيده باشد توبه و استغفار ايشان بازگشت از آن خواهد بود و تعبير به اضطراب خالى از لطف نيست، يعنى از بس كه نفس و نفيس ايشان متوجه جناب بارى تعالى است و لمحه‏اى از او غافل نيست گويا تعلق ايشان به جناب او - عز اسمه - از قبيل تعلق ماهى است به آب و چنان‏كه جدا ماندن ماهى از آب موجب اضطراب ماهى است، غافل شدن ايشان نيز از جناب او، به سبب ارتكاب مباحات موجب اضطراب ايشان است.
و توبه اوليا و دوستان خدا به خاطر خطور بعضى از فكرها و ملوث شدن ذهن‏هاست.
و توبه اصفيا و مؤمنان خالص از تفريح و نشاطهاست يا از نفس زدن‏هاست و توبه خواص و اهل علم، از مشغولى‏هاست به غير خدا.
و توبه عوام، از گناهان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390 ساعت 15:9 توسط من و امیر

كربلا

در این قطعه کوتاه با حرم امام حسین و حضرت عباس علیهم السلام بیشتر آشنا خواهید شد.


+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 13:16 توسط من و امیر

زائر

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک.

السلاو علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی الاولاد الحسین و الاصحاب الحسین.

مولای

أنا كنت تستحق الوفاء؟

 


+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390 ساعت 17:9 توسط من و امیر

زیارت با معرفت

اينکه سفارش شده بامعرفت به زيارت برويم يعني چه؟

در اين خصوص به چند نکته توجه نماييد:
1- هدف تمامي رفتار هاي ديني يک انسان مومن قرب به خداوند و خدايي شدن انسان است, در اين راستا نيز حقيقت زيارت چيزي جز حضور زيارت کننده نزد زيارت شونده به قصد نزديک شدن به خداوند از طريق اولياي مقرب خداوند و تجديد عهد با اهداف و آرمان هاي الهي او نيست. زيارت ارتباط قلبي و روحي با بنده برگزيده خدا و استمداد از او در پيمودن راه پر پيچ وخم بندگي و عبوديت و ياد آوري عظمت و بزرگي وتعاليم و آموزه هاي سعادت آفرين آنها است.
2- زيارت مانند نماز نيازمند آمادگي روحي و قلبي از قبل است و زائربايد پيش از زيارت اين آمادگي و زمينه را در خود ايجاد نمايد و با خودسازي و تهذيب نفس و صفا دادن روح و جان، آماده دريافت فيض از ولي خدا و حجت الهي گردد.
3- انسان بزرگ و بنده صالحي که مورد زيارت قرار مي گيرد بايد مقام و جايگاهش براي زائر شناخته شده باشد و بداند که چه کسي را زيارت مي کند و با چه کسي ارتباط برقرا ر مي کند و در جاذبه مغناطيس چه موجودي قرار مي گيرد. بنا براين بايد قبل از زيارت با مطالعه شخصيت و جايگاه و اوصاف آنها، شناخت خود را درباره آنها بيشتر و عميق تر نماييم تا بتوانيم ارتباط مؤثرتر و مستحکم تري با آنها ايجاد نماييم.
4- شخصيت امام، به وسعت يك دريا است و قطره قطره اين دريا زائر را در حدى به معرفت او نزديك مى‏كند و به قطع و يقين، او را در حد وسع وجود خودش به فيض مي رساند.
آب دريا را اگر نتوان كشيد
هم به قدر تشنگى بايد چشيد
ارزش بهاى زائر به محبّت همراه با معرفت اوست؛ به اين فراز از زيارت جامعه بنگريد:
«اللّهم... اسئلك اَنْ تُدْخِلَني في جُملة العارفين بهم وبحقّهم».
خداوندا! از تو مي‏خواهم كه مرا در شمار عارفان به خاندان پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله و آشنايان به حقّ آنان قرار دهي.
پس افراد عادي نيز مي توانيد تا حد امکان به تلاش در جهت معرفت امام (عليه السلام) بپردازند و در کنار کسب معرفت، به دستورات آن سروران گرامي جامه ي عمل بپوشانند و زيارتي با معرفت داشته باشند.
وقتى كه امام صادق در باره زيارت همراه با معرفت امام رضا (عليه‏السلام) سخن مى‏گفت، فردى از امام درباره «عارفا بحقه» پرسيد، امام در پاسخ فرمود: «يعلم انّه امام مفترض الطّاعة، غريب شهيد، من زاره عارفا بحقّه اعطاه اللَّه عزّ و جلّ اجر سبعين شهيدا ممّن استشهد بين يدى رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و اله على حقيقة؛ (لوامع صاحبقراني، ج‏8، ص 556) بداند او امامي است كه اطاعتش از طرف خدا واجب است، او دور از وطن و شهيد است. هركس او را زيارت كند در حالى كه عارف به حق وى باشد، خداوند اجر هفتاد شهيد به او عنايت كند، شهيدى كه به واقع در كنار رسول الله (صلى‏الله‏عليه ‏وآله) به شهادت رسيده است.»
همچنين امام باقر (عليه‏السلام) «گوش دادن به سخنان امام و اطاعت از او» را حق امام بر مردم مى‏شمارد.(الكافى، ج 1، ص 405)

آداب زيارت:
عالم بزرگ شيخ بهايى، براي ورود به حرم اولياي الهي و بهره مند شدن از اين فضاهاي روحاني مطالبي بيان نموده است که ياد آوري آنها سودمند است:
1. پيش از دخول به روضه، غسل كند.
2. تا داخل شدن با طهارت باشد.
3. جامه نو پاك پوشد و بر در مشهد بايستد و دعاى منقول بخواند و اذن دخول بطلبد؛ پس اگر در آن حال او را رقّت بهم رسد داخل شود و الاّ انتظار بكشد كه هر گاه رقّت بهم رسد داخل شود.
4. با خضوع و خشوع داخل شود و در حين دخول پاى راست را مقدّم دارد و در وقت بيرون آمدن پاى چپ را.
5. خود را به ضريح بچسباند. بعضى توهّم كرده‏اند كه دور ايستادن بهتر است و اين غلط است چه در احاديث وارد شده كه بر ضريح تكيه بايد كرد و بوسيدن ضريح جايز است و در بوسيدن آستان ها حديثى وارد نشده و بعضى از مجتهدين اماميّه برآنند كه جايز است.
6. رو به قبله نكند، بلكه رو به ضريح و پشت به قبله كردن در حالت زيارت بهتر است.
7. زيارت به طريق منقول بنمايد، و قول السّلام عليك كافيست و بعضى از مجتهدين حاضر شدن در آنجا را كافى مى‏دانند.
8. جانب راست روى خود را بر ضريح بنهد و در وقت فارغ شدن از زيارت دعا كند.
9. جانب چپ روى خود را بر ضريح بنهد و از خداى تعالى بحقّ او و بحقّ صاحب قبر سؤال و درخواست كند كه او را از اهل بهشت بگرداند به شفاعت صاحب قبر و در دعا كردن و الحاح نمودن مبالغه كند.
10. بر سر بالين (بالاى سر) آيد و رو به قبله نموده و دعا كند.
11. بعد از زيارت، دو ركعت نماز زيارت بخواند و اگر زيارت حضرت رسول (صلّى اللَّه عليه و آله) باشد سنت است كه نماز زيارت را در ميان منبر آن حضرت و قبر او گذارد و اگر زيارت حضرات ائمّه معصومين (عليهم السّلام) باشد در بالين سر بايد گذارد و در اين نماز رخصت از ائمّه (عليهم السّلام) وارد شده كه رو به قبر مى‏توان كرد اگر چه مستلزم پشت بقبله كردن باشد امّا اگر چنان كند كه رو به ضريح كند و پشت بقبله نكند بهتر است.
12. بعد از نماز زيارت دعاى منقول بخواند و آن چه به خاطرش رسد از امور دين و دنيا طلب نمايد و دعا براى جميع خلايق نمودن بهتر است چه آن به اجابت نزديكتر است.
13. در آن مكان تلاوت قرآن بنمايد و ثواب آن را به صاحب ضريح هديه كند چه نفع آن باز به او مى‏رسد و سبب تعظيم صاحب قبر است.
14. در جميع احوال و به حسب استطاعت، احضار قلب داشته باشد، و از جميع گناهان توبه كند.
15. بر خدمتكاران، نگاهبانان و محتاجان آن مقام، تصدّق نمايد، چه ثواب تصدّق در آن مقام مضاعف مى‏شود.
16. خدمتكاران، نگاهبانان و محتاجان آن مقام را تعظيم نمايد، چه فى الحقيقه تعظيم ايشان تعظيم صاحب قبر است.
17. هر گاه از زيارت برگردد، تا در آن شهر است باز به زيارت رود.
18. آن كه هر گاه رفتن او نزديك آيد، وداع به دعاى منقول كند.
19. از خداى تعالى، عود و بازگشت بدان مقام را سؤال كند.
20. در وقت بيرون آمدن از آن مقام، روى به ضريح كرده، پس پس و عقب عقب بيرون آيد.
21. زود از آن مقام بيرون رود، چه حرمت و تعظيم در آن بيشتر است و اشتياق باز آمدن زودتر بهم مى‏رسد. (جامع عباسى، ج‏2، ص 167 - 169)


+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390 ساعت 16:51 توسط من و امیر

زن و قورباغه

روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد. او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است

قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم

زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : "متشکرم” ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست؛ هر آرزویی داشته باشی شوهرت ۱۰ برابر آن را میگیرد

زن گفت : اشکال ندارد! زن برای اولین آرزویش میخواست که زیباترین زن دنیا شود

قورباغه اخطار داد که شما متوجه هستید با این آرزو شوهر شما نیز جذابترین مرد دنیا می شود و تمام زنان به او جذب خواهند شد؟

زن جواب داد : اشکالی ندارد من زیباترین زن جهان خواهم شد و او فقط به من نگاه میکند

بنابراین اجی مجی ……. و او زیباترین زن جهان شد

برای آرزوی دوم خود، زن میخواست که ثروتمندترین زن جهان باشد

قورباغه گفت : این طوری شوهرت ثروتمندترین مرد جهان خواهد شد و او ۱۰ برابر از تو ثروتمندتر می شود

زن گفت اشکالی ندارد! چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه او دارد مال من است

بنابراین اجی مجی ……. و او ثروتمندترین زن جهان شد

سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد

...من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم و شوهرم

نتیجه داستان  :
زنان زرنگ هستند بنابراین با آنها در نیفتید

:قابل توجه خانمها
همین جا توقف کنید و همچنان حس خوبی داشته باشید!!!
.
.
.
.
.
.

قابل توجه آقایان  :
!مرد سکته قلبی کرد اما ۱۰ برابر خفیف تر از زن خود

نتیجه داستان  :
اگر شما زن هستید و همچنان در حال خواندن هستید فقط این را میرساند که زن ها هیچ وقت حرف آدم را گوش نمی دهند
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390 ساعت 14:48 توسط من و امیر

چهار شمع

چهار شمع به آرامی می سوختند .

محیط پیرامون آنها آنقدر آرام بود که صدای آنها شنیده می شد .

چهار شمع (داستان آموزنده)

شمع اول گفت : من صلح نام دارم ! بنابر این هیچکس نمی تواند مرا روشن نگه دارد و یقین دارم که بزودی خاموش خواهم شد . پس شعله ی آن به سرعت کم شد و سپس خاموش شد .

شمع دوم گفت : من ایمان نام دارم و احساس می کنم که کسی وجود مرا ضروری نمی داند ولازم نیست بیشتر شعله ور بماند. وقتی سخنش به پایان رسید ، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد .

نوبت شمع سوم رسید . او با ناراحتی گفت : نام من عشق است
من دیگر قدرت روشن ماندن ندارم چون همه مرا کنار گذاشته اند و اهمیت مرا درک نمی کنند . مردم حتی عشق ورزیدن به نزدیکانشان را نیز فراموش کرده اند . طولی نکشید که او هم خاموش شد .

ناگهان پسرکی وارد اتاق شد .

و دید که از چهار شمع سه تا خاموش شدند .

پسرک به آن سه شمع خاموش گفت : شماها چرا خاموشید ؟ مگر قرار نبود تا وقتی که تمام میشوید روشن بمانید ؟

و سپس شروع به گریه کردن کرد .

ناگهان شمع چهارم که هنوز روشن بود به حرف آمد و گفت :

نگران نباش تا زمانی که من هستم میتوانی به وسیله من آن سه شمع را روشن کنی .

نام من امید است .


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ساعت 12:23 توسط من و امیر
صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
پست الکترونیک

سفر اغاز حدیث با تو بودن است!
بار بگشایید اینجا کربلاست

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ(ع)

سلام.
من و امیر
از اینکه به وب ما اومدید ممنونیم!
ما تصمیم داریم که این وب رو چند زبانه اپ کنیم!
نظرتون چیه؟
انگلیسی/فارسی/عربی/ترکی.....
به جای خنده نظر بده!
تدبری در قران
زیارت حضرت محمد(ص) از راه دور و امام حسن مجتبی علیهم السلام
تفكري در قران
تازيانه سلوك از کتاب رساله لقاء الله نوشته: عارف كامل ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى (رحمه الله عليه
تصميم و آغاز بازگشت از کتاب رساله لقاء الله نوشته: عارف كامل ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى (رحمه ا
كربلا
زائر
زیارت با معرفت
زن و قورباغه
چهار شمع
www.with-your-mind.blogfa.com (بهانه زیستن)
Hayat Bahane-si
شعاع مهرباني(مهندس حبيب)
عاشق
روياي خيس وروجك
وبسايت اختصاصي منصور حيدري(موزيك)
اشکنان انلاین
رويال يزد
دنياي شلوغ پلوغ
فريده
گاهي اوقات دلم براي خودم تنگ ميشه!
بيابان تنهايي خيلي وقت است كه اغاز گشته!
هميشه محكوم ولي بي گناه!!
دل شكسته
فرياد عاشقان
مركز خريد فيلم هاي DVD
هستي جووووووووووووووووووون
آواي دلنشين دل
دل عاشق(امير)
سکوت شب
چشمای بارونی
حرف هاي دل...
دل نوشته
دل تنگي
نيمه شب
قرارمون يادت نره!
sholevar
يادياران دل
به نام عشق
روياي مريم و سپهر
قالب وبلاگ
اولین شعرم برای تو
ارزش و ازمایش
تکه تکه ولی بی نقص!
همه بهانه ام
آرشيو پيوندهای روزانه
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388


Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبلاگ محفوظ می باشد. طراحی شده توسط یاس تم